محمد يار بن عرب قطغان

251

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

نموده شود تا از اطراف و جوانب سپاه ظفرنشان به موكب مناقب پيوندند . اتفاق پيش از آنكه لشكر ظفرآثار جمع آيند ، ديگربار از جانب بلخ از پيش پير محمد خان كس آمد كه اگر به سرعت هرچه تمامتى متوجه اين صوب نشدند ، يمكن كه ملاقات ما برادران در حيز تعويق افتد . بنابر آن خان سكندرنشان بىتعلل از آن مكان علم نصرت برافراشت و روى توجه به طرف اعدا گذاشت و در نواحى ولايت بلخ به عمّ ولى النعم پيوست و پيش از عزّ ملاقات و شرف مجالست به اركان دولت و اعيان مملكت به رسم مشورت نشست . جمعى از امراى بلخ مانند محمد قلىبى اتاليق و خواجم يار اتاليق و خواجه باغ اتاليق و محمد مرادبى زانو زده عرض كردند كه مناسب دولت نمىنمايد كه در دشت به او جنگ آوريم ، اولى آن است كه برگشته ، قلعه را پناه خود سازيم . اگر از پى ما اينجا آيد ، رخش كين به روى او تازيم بلكه اميد داريم كه هم از آنجا برگردد . و از امراى بخارا توروم‌بى دورمان در ميان مجلس آمده ، به عرض رسانيد كه آنچه لايق به حال دولت آن است كه هرجا كه دشمن است رفته ، با او درآويزيم و هر نوعى كه فتنه برانگيزيم و مصلحتى كه امرا ديده‌اند ، عين خطا است . چه مقرر است كه هرگاه كه ما از اين منزل برگرديم خصم دلير شده ، درآن وادى خواهد افتاد كه ما از او ترسيديم و مراجعت كرديم . و ديگر آنكه سپاه عظيم همراه ماست و برگشتن مشكل كه توان نگاه داشت . آن زمان مبادا حادثه روى دهد كه تدارك آن در حيّز امكان ماند . خاقان سكندرفرمان استحسان ( 144 الف ) مصلحت توروم‌بى كرده « 1 » ، در نيم‌شب از غايت قهر و غضب از آن مقام كوچ فرمود . و روز ديگر قريب چشمهء گازران كه مستقر مخالفان بود ، نزول فرموده و عمّ آن حضرت پير محمد خان بر ساير سلاطين مانند خسرو سلطان و دين محمد سلطان ولد خويش بالضروره از پى عزيمت كردند . و روز ديگر آن فرخنده‌نشان جان علىبى نيمان با باقى لشكر از صوب بخارا رسيد . القصه ، بعد از تلاقى جانبين از طرفين تواچيان هر دو سپاه به آرايش رزم‌گاه برخاستند و سمند فتنه از جاى برانگيخته ، با يكديگر آويختند و آتش قتال و محاربه از طرفين به نوعى اشتعال يافت كه زبانه به اوج آسمان كشيد و شرر شعلهء جدال بر وجهى افروخته شد كه نايرهء آن به ايوان كيوان مىرسيد . القصه ، بعد از محاربهء بسيار و مقاتلهء بىشمار ، سليمان با خلق بسيار به يك طرف عنان

--> ( 1 ) . س : كرده‌ايم